PSB is being developed by Pooya Paridel.


 امروز: 1389/6/16 هجري خورشيدي است، خوش آمديد.

 

 

صفحه اصلی فعاليتهای قرآنی شورای اقامه نماز شورای احیاء امر به معروف و نهی از منکر نقشه سايت ارتباط با ما

 

عيد سعيد غدير
عيد سعيد فطر
عيد سعيد قربان
عيد سعيد مبعث
 آلبوم تصويري

كميته فرهنگي>تاريخ و سياست>تقويم روز>اعياد مبارك>عيد سعيد غدير
  حضرت مهدي(عج) در آيينه خطبه غدير

مهدى عليه السلام در آيينه خطبه غدير

مقدمه
جريان غدير و خطبه با عظمت آن فقط يک قصّه تاريخى خاص نيست که زمان آن گذشته و هيچ نقشى در امروز و فرداى جامعه اسلامى نداشته باشد، و همين طور يک حادثه شخصى نيست که پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله فقط امير مؤمنان على عليه السلام را به عنوان وصى خود معرّفى نموده باشد و در نتيجه تاريخ مصرف و مبحث آن گذشته باشد؛ بلکه در غدير خم و خطبه غديريّه، توسط پيامبر دورانديش و آينده نگر اسلام، تاريخ کلّ بشريت رقم خورد؛ چرا که امامت تمامى امامان دوازده گانه در طول تاريخ مطرح و تبيين شد؛ حقيقتى که از امير مؤمنان عليه السلام آغاز مى شود و به مهدى صاحب الزمان عليه السلام منتهى مى گردد.
در بخشهاى پايانى خطبه غديريه، رئوس برنامه هاى مهدى موعود عليه السلام بيان شده تا هم خط سير تاريخ جامعه اسلامى ترسيم گردد و هم آينده روشن و زيباى جامعه بشرى نشان داده شود؛ لذا دعوت مردم و بيعت گرفتن از آنان بر همين محور کلّى بوده است.
در بخشى از اين خطبه مى خوانيم: «اى مردم! پس از خدا بترسيد و با على و حسن و حسين «وَالاَْئِمَّةَ کَلِمَةً طَيِّبَةً باقِيَةً؛ و امامان به عنوان کلمه پاکيزه باقيه» بيعت کنيد! هر کس حيله کند، خداوند او را هلاک مى کند و هر کس وفا کند، مورد رحمت الهى قرار مى گيرد.»

حضرت قائم عليه السلام ، خاتم امامان
اوّلين نکته اى را که پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله درباره حضرت مهدى عليه السلام در خطبه غدير گوشزد مى کند، اين است که مهدى عليه السلام از ما خانواده نبوت و امامت است: «مَعاشِرَ النّاسِ اِنِّى نَبِىٌ وَعَلِىٌّ وَصِيّى اَلا اِنَّ خاتَمَ الاَْئِمَّةِ مِنّا الْقائِمُ الْمَهْدِىُّ؛ اى مردم! به درستى من نبى، و على وصى من است. بدانيد که آخرين امام از ما، مهدى قائم است.»
البته اين اوّلين بار نبوده که حضرت بر اين مسئله تصريح نموده؛ بلکه قبل از خطبه غدير بارها و بارها اين مسئله را براى مردم بيان کرده است.
در اوايل بعثت فرمود: «لا تَذْهَبُ الدُّنْيا حَتّى يَلِىَ اُمَّتِى رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَيْتِى يُقالُ لَهُ الْمَهْدِىُّ؛ دنيا به پايان نرسد، مگر اينکه امّت مرا مردى از اهل بيت من سرپرستى [ و رهبرى ] کند که به او مهدى عليه السلام گفته مى شود.»
و در روايات ديگر کاملاً مشخص نمود که مهدى عليه السلام از نسل على و فاطمه عليهماالسلام و از فرزندان امام حسين عليه السلام مى باشد و سرانجام دقيقا بيان فرمود: «فَإِذا مَضَى الْحَسَنُ فَبَعْدَهُ ابْنُهُ الْحُجَّةُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ عليهم السلام ؛ و پس از حسن [عسکرى عليه السلام ] فرزندش حجّة بن الحسن بن على ( عليهم السلام ) مى باشد.»

دين اسلام دين جهانى
قرآن کريم اين وعده را به بشريت مى دهد که روزى فرا خواهد رسيد که دين حق يعنى اسلام فراگير و جهانى شود؛ آنجا که مى فرمايد: «هُوَ الَّذِىآ أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ »؛ «او کسى است که رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد تا آن را بر همه آيينها غالب گرداند؛ هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.»
اگر چه امروزه اسلام بر بيش از يک چهارم دلها و سرزمينها حکومت مى کند و از شبه جزيره عربستان به تمام قاره ها و کشورها راه يافته؛ امّا تحقق کامل وعده الهى فقط در زمان حضرت مهدى عليه السلام ممکن است؛ چنان که روايات فراوانى از طريق معصومان عليهم السلام بر اين امر گواهى مى دهند، از جمله امام باقر عليه السلام در ذيل آيه فوق فرمود: «اِنَّ ذلِکَ عِنْدَ خُرُوجِ الْمَهْدِىِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ صَلَواتُ اللّهِ فَلا يَبْقى اَحَدٌ اِلاَّ اَقَرَّ بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ؛ اين مسئله (فراگير شدن دين اسلام) در زمان قيام مهدى عليه السلام از آل محمد ـ که درود خدا بر او و آل او باد ـ خواهد بود. پس احدى باقى نمى ماند، مگر آنکه اقرار به [رسالت] محمد صلى الله عليه و آله مى کند.»
خود پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله نيز فرمود: «لا يَبْقى عَلى وَجْهِ الاَْرْضِ بَيْتُ مَدَرٍ وَلا وَبَرٍ اِلاَّ أَدْخَلَهُ اللّهُ الاِْسْلامَ؛ هيچ خانه خشت و گلى و خيمه اى بر زمين نمى ماند، مگر اينکه خداوند اسلام را در آن داخل مى کند [و اسلام شهر و روستاها و بيابانها را درمى نوردد].»
آن حضرت در خطبه تاريخى غديريه در حضور بيش از يکصد هزار نفر اين بشارت را داد که در زمان حضرت مهدى عليه السلام اسلام جهانى خواهد شد؛ آنجا که فرمود: «اَلا اِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَى الدِّينِ؛ بيدار باشيد او (مهدى) غالب براساس دين است.»
البته پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله پيش از آن، بارها اين امر حياتى را با صراحت به گوش مردم رسانده بود. يک جا فرمود: «سوگند به آنکه مرا به حق، بشارت دهنده برانگيخت! اگر از عمر دنيا جز يک روز نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانى مى کند: «حَتّى يَخْرُجَ وَلَدِى الْمَهْدِىُّ... وَتُشْرِقُ الاَْرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَيَبْلُغَ سُلْطانُهُ الْمَشْرِقَ وَالْمَغْرِبَ؛ تا اينکه فرزندم مهدى عليه السلام [در آن] قيام کند... و زمين به نور پروردگارش روشن شود و حکومت او شرق و غرب را فرا گيرد.»

انتقام از ظالمان
جاى ترديد نيست که در طول تاريخ، ستمگران ظلم بى شمارى نسبت به بشريت، مخصوصا انبيا و اوليا عليهم السلام روا داشته اند؛ على الخصوص پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله و آل او بيشترين ستمها را از ستمگران تحمل نموده اند و هنوز هم که هنوز است انتقام اين جنايات و ستمگريها گرفته نشده و اين عقده در دل همه بشريت به خصوص آل محمد صلى الله عليه و آله باقى است. هر چند عقيده ما اين است که در روز قيامت ظالمان به جزاى خويش خواهند رسيد، ولى با اين حال براى عبرت و درس گيرى و همين طور براى تشفى دل مظلومان عالم در همين دنيا نيز از آنان انتقام گرفته مى شود. اين امر در دوران منتقم آل محمد صلى الله عليه و آله ، منتقم همه مظلومان، مهدى صاحب الزمان عليه السلام تحقق خواهد پذيرفت.
حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله در خطبه غدير اين تسلّى را به مظلومان عالم داد که مهدى عليه السلام انتقام آنها را خواهد ستاند؛ آنجا که فرمود: «اَلا اِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مَنَ الظّالِمِينَ؛ بيدار باشيد او (مهدى) به حقيقت انتقام گيرنده از ظالمان است.» و در ادامه فرمود: «اَلا اِنَّهُ الْمُدْرِکُ بِکُلِّ ثارٍ لاَِوْلِياءِ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ؛ آگاه باشيد او است که انتقام خون دوستان خداى عزيز و جليل را مى گيرد.»
در دعاى شريف ندبه در صبح جمعه مى خوانيم: «أَيْنَ الطّالِبُ بِذُحُولِ الاَْنْبِياءِ وَاَبْناءِ الاَْنْبِياءِ اَيْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءِ؛ کجاست آن [منتقمى] که از ستم [ظالمان] بر پيامبران و اولاد پيغمبران دادخواهى کند؟ کجاست خون خواه [جدّ غريبش] شهيد کربلا؟»

پيروز ميدانها
از پرسشهايى که هميشه درباره قيام حضرت مهدى عليه السلام رخ مى نمايد، اين است که حضرت مهدى عليه السلام چگونه با شمشير در مقابل سلاحهاى پيشرفته و وحشتناک عصر ما و يا عصرهاى بعد مقابله مى کند و بر آنان غالب مى گردد؟ پاسخ اين پرسش در جاى خود بيان شده که با قدرت الهى و اعجاز آن حضرت، هم اسلحه هاى پيشرفته و مدرن بشرى از کار مى افتد و هم خداوند قدرتها و نيروهاى فوق العاده قوى را در اختيار آن حضرت قرار مى دهد که به سرعت بر قدرتهاى ستمگر و اسلحه هاى مدرن آنها غالب مى شود.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در خطبه غدير سر بسته و به گونه اى اجمالى از غلبه و پيروزى حضرت مهدى عليه السلام بر تمام قدرتها و زورمداران خبر داده است؛ آنجا که مى فرمايد: «اَلا اِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها؛ بيدار باشيد او (مهدى) فاتح قلعه ها و منهدم کننده آنهاست.» فرق نمى کند اين دژها همان قلعه هاى قديمى باشد و يا سنگرهاى محکم سيمانى و سپرهاى موشکى و ضدموشکى و فرق نمى کند اسلحه ها شمشير و تفنگ و توپ و تانک باشد و يا اسلحه هاى پيشرفته اتمى و انواع جديد آن. قدرت و توان حضرت مهدى عليه السلام همه آنها را درهم خواهد شکست و بر همه آنها غالب و پيروز خواهد شد.
پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله در ادامه مى فرمايد: «اَلا اِنَّهُ قاتِلُ کُلِّ قَبِيلَةٍ مِنْ اَهْلِ الشِّرْکِ؛ بيدار باشيد او کشنده هر قبيله اى از اهل شرک است.» اين شرک در هر لباس و در هر نقطه و با هر قدرت و امکاناتى که باشد، توسط آن حضرت از پا در خواهد آمد و يا قدرت هدايتى آن حضرت بر آنها غالب مى شود و منجر به هدايت آنان مى گردد. در برخى نقلها آمده است: «اَلا اِنَّهُ غالِبُ کُلِّ قَبِيلَةٍ وَهادِيها؛ آگاه باشيد که او (مهدى) غالب بر هر قبيله اى و هدايتگر آن خواهد بود.»
خاتم پيامبران صلى الله عليه و آله در قسمت ديگر مى فرمايد: «اَلا اِنَّهُ لا غالِبَ لَهُ وَلا مَنْصُورَ عَلَيْهِ؛ هشدار که کسى بر او (مهدى) غالب [و پيروز] نخواهد شد و عليه او يارى نخواهد گشت.»

وارث تمام علوم
در عصر مهدوى، پيشرفت علوم دينى و بشرى به اوج خود خواهد رسيد؛ چرا که آن حضرت تمام علوم انبيا و امامان قبل از خود را داراست و از بحر بى پايان علوم الهى بهره مى برد.
پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله در خطبه غدير به اين امر اشاره نموده است. در يک جا مى فرمايد: «اَلا اِنَّهُ الْغَرّافُ مِنْ بَحْرٍ عَمِيقٍ؛ هشدار که او از دريايى ژرف (علوم بى نهايت الهى) پيمانه هايى افزون گيرد.»
و در جاى ديگر مى فرمايد: «اَلا اِنَّهُ وارثُ کُلِّ عِلْمٍ وَالْمُحِيطُ بِهِ؛ بيدار باشيد که او وارث تمام دانشها [ى گذشتگان[ است و احاطه کامل بر آنها دارد.» راستى اين تعبير، با لفظ «کُلّ» در بخش علم، نشانگر فراگيرى و عموميّت دانش وسيع آن حضرت است. در نتيجه بايد گفت آن حضرت جامع علوم تمام گذشتگان خصوصا انبياست و به کتب آسمانى آنان نيز احاطه کاملى دارد.
حضرت صادق عليه السلام فرمود: «امام زمان (مهدى عليه السلام ) ندا مى دهد: هر کس که کتابها [ى آسمانى] و صحف [انبيا] را مى خواند، پس بايد از من بشنود! سپس ابتدا مى کند به [خواندن] صحفى که خداوند بر آدم و شيث نازل فرمود و امت [و پيروان] آدم و شيث عليهماالسلام مى گويند: به خدا سوگند! اين همان صحف واقعى است و به راستى ما را نشان داد آنچه نمى دانستيم و در آن وجود دارد و آنچه بر ما مخفى مانده و آنچه از آن افتاده و تبديل و تحريف شده بود.
آن گاه تورات و انجيل و زبور را مى خواند و اهل تورات و انجيل و زبور مى گويند: به خدا سوگند! تورات جامع و زبور تمام و انجيل کامل اين رسول خدا صلى الله عليه و آله در خطبه غدير سر بسته و به گونه اى اجمالى از غلبه و پيروزى حضرت مهدى عليه السلام بر تمام قدرتها و زورمداران خبر داده است
است و به راستى آن چندين برابر آن چيزى است که ما قبلاً خوانده بوديم.»
راز اين همه دانش گسترده اين است که آن حضرت، از جانب خدا سخن مى گويد و از منبع علوم بى نهايت الهى بهره مى برد. پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله در خطبه غدير به اين امر اشاره نموده، مى فرمايد: «اَلا اِنَّهُ الْمُخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَالْمُشَيِّدُ لاَِمْر آياتِهِ؛ بيدار باشيد که او از سوى پروردگارش خبر مى دهد و آيات و نشانه هاى او را محکم و برپا مى کند.»
در بحار الانوار ذيل جمله فوق به اين صورت آمده: «وَالْمُنَبِّهُ بِأَمْرِ اِيمانِه؛ و آگاه کننده به امر ايمان او (خدا) است.»

گوشه هايى از اوصاف و مقامات آن حضرت
1. استوار و محکم
«اَلا اِنَّهُ الرَشِيدُ السَّدِيدُ؛ هشدار که او به رشد [واقعى] رسيده و استوار است.»
2. اختيار دار هستى به امر الهى
«اَلا اِنَّهُ الْمُفَوَّضُ اِلَيْهِ؛ آگاه باشيد هموست که [اختيار امور جهانيان و آيين آنان] به او واگذار شده [و از طرف خداوند و با اذن او برخوردار از ولايت تکوينى] است.»
3. بقية اللّه
تنها حجّت باقى مانده بر زمين اوست: «اَلا اِنَّهُ الْباقِى حُجَّةً وَلا حُجَّةَ بَعْدَهُ؛ آگاه باشيد که حجت باقى مانده اوست و پس از او حجّتى [و امامى] نخواهد بود.»
4. حق در نزد اوست
حق واقعى در مسير امامتى است که با امير مؤمنان عليه السلام آغاز و با مهدى موعود عليه السلام خاتمه مى يابد.
پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله در خطبه غديريّه فرمود: «وَلا حَقَّ اِلاَّ مَعَهُ وَلا نُورَ اِلاَّ عِنْدَهُ؛ هيچ حقى نيست مگر اينکه با اوست و هيچ نورى نيست مگر اينکه نزد اوست.» هر چه غير او و در مسيرى جز او باشد، باطل و دچار تاريکى و ظلمات است.
5. ولى و امين الهى
طبق روايات فراوان هيچ گاه زمين خالى از حجّت نمى شود؛ خواه آشکار باشدو يا پنهان و پشت پرده. در اين دوران حجت الهى همان مهدى عليه السلام است که قرنها قبل از غيبت آن حضرت پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله اين مسئله را در خطبه غدير گوشزد فرموده است: «اَلا وَاِنَّهُ وَلِىُّ اللّهِ فِى اَرْضِهِ وَ حَکَمُهُ فِى خَلْقِهِ وَ اَمِينُهُ فِى سِرِّهِ وَعَلانِيَتِهِ؛ آگاه باشيد به راستى که او ولىّ خدا در زمين و داور او در ميان مردم و امانتدار امور آشکار و نهان اوست.»

بشارت به مهدى عليه السلام در اديان ديگر
همچنان که قرآن کريم مى فرمايد: «وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِى الزَّبُورِ مِنم بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الاْءَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّــلِحُونَ »؛ «در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتيم: بندگان شايسته ام وارث [حکومت[ زمين خواهند شد.» تمام اديان الهى اعتقاد به منجى و مصلح دارند و همه به آمدن آخرين منجى بشارت داده اند و در کتب اصلى و غير تحريف شده به شخص حضرت مهدى عليه السلام بشارت داده شده و در کتابهاى موجود فعلى دردست پيروان اديان اشاراتى به اين مسئله شده است.
پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله با توجه به احاطه اى که به کتب آسمانى و مذاهب گذشتگان داشته اند، اين جمله رسا را در غدير خم اعلام فرمودند: «اَلا اِنَّهُ قَدْبَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ بَيْنَ يَدَيْهِ؛ آگاه باشيد که تمامى گذشتگان به [ظهور] او بشارت داده اند.»
اين جمله نشان مى دهد که در کتب اديان گذشته صريح تر از آنچه موجود است، به آمدن حضرت مهدى عليه السلام اشاره شده و گذشت زمان و دست تحريف گران آن را تغيير داده است.

از مهم ترين دستاوردهاى قيام مهدى عليه السلام
ظهور و قيام حضرت مهدى عليه السلام دستاوردها و برکات بى شمارى براى بشريت دارد؛ از عدالت فراگير و همه جانبه گرفته تا امنيت واقعى در ابعاد مختلف، و از پيشرفت شگرف علوم گرفته تا رشد عقلانى بشر و غيره.
يکى از مهم ترين دستاوردهايى که در خطبه غدير مورد اشاره قرار گرفته، اين امر است که در آن زمان با هر کس به اندازه استعداد، لياقت و توان علمى او برخورد مى شود. لياقت محورى همه جانبه فقط در آن زمان تحقق خواهد يافت و در آن دوره است که نه کسى بيش از حق خود دريافت مى کند و نه کم تر از آن.
حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله با توجّه به اهميّت اين دستاورد فرموده است: «اَلا اِنَّهُ قَسِيمُ [يَسِمُ] کُلِّ ذِى فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَکُلِّ ذِى جَهْلٍ بِجَهْلِهِ؛ هشدار که او هر صاحب فضلى را به اندازه ارزش و فضل او و هر نادانى را به اندازه نادانى اش تقسيم [و نشان] مى کند.»
راستى از ديرينه ترين آرزوهاى بشرى لياقت محورى بوده است؛ حتى آنانى که زياده خواه هستند، در مواردى، تن به لياقت محورى مى دهند و فطرت و وجدان آنان نيز همواره آنها را به اين موضوع ترغيب و تشويق مى کند.
جمع بندى سخنان پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله در خطبه غدير نشان مى دهدکه حضرت آينده بس روشنى را براى بشر ترسيم کرده و رئوس و کليّات اوصاف و برنامه هاى حضرت مهدى عليه السلام را به زيبايى ترسيم و تبيين نموده است.

متن كامل خطبه غديرنسخه قابل چاپبازگشت
 
تعداد بازديدكنندگان:46,285  كاربران فعال:2کليه حقوق اين سايت متعلق به کميته فرهنگي شرکت ملي گاز ايران مي باشد - بهمن‌ماه 1386 هجري خورشيدي - آخرين به‌روز رساني:‌1389/6/15