درباره ماه صفر و اعمال آن
ماه صفر دومين ماه قمري پس از محرم است. در دوران جاهليت آن را ناجز ميناميدند. صفر از ريشه «صفر» به معني تهي و خالي است. دليل نامگذاري آن اين است که چون اين ماه پس از ماه محرم است و مردم دوران جاهليت در ماه محرم - به دليل اينکه از ماههاي حرام بود- از جنگ دست ميکشيدند، با فرارسيدن ماه صفر به جنگ روي ميآوردند و خانهها خالي ميماند؛ از اين رو به آن صفر گفتهاند.
مصائب عظيم ماه صفر
ماه صفر دومين ماه سال هجري قمري است. اين ماه براي جهان اسلام و تشيع مفهوم ويژهاي دارد و خاطرهساز است زيرا يادآور خاطرههاي مختلف و مصيبتبار ميباشد.
ماه صفردومين ماه سال هجري قمري است. اين ماه براي جهان اسلام و تشيع مفهوم ويژهاي دارد و خاطرهساز است زيرا يادآور خاطرههاي مختلف و مصيبتبار ميباشد. در 28 اين ماه در سال 10 هجري رحلت بزرگ رهبر نجاتبخش و سعادتآفرين جهان، يعني پيامبر اسلام(ص) رخ داد.
آن حضرت که در طي 23 سال مبارزه پيگير با دشمنان دين و چهرههاي طاغوتي زمانش، لحظهاي از پاي ننشست، و با همه مشکلات طاقتفرسا، و در شرايط دشوار، با انبوه دشمنان، ستيز کرد و سرانجام توانست ملتي وحشي و پراکنده را که در غرقاب جهل، خرافات و فساد و آلودگي غوطهور بوده و با پستي، رذالت و جنگ و کشتار و غارت و ستم روبرو بودند، نجات دهد.
او چنين ملتي را، حکمفرماي قسمت اعظم جهان آباد و متمدن آن روز ساخت و به آنان آقايي و سروري بخشيد و يک حکومت عدل و تقوي و يک جامعه توحيدي در سايه فرمان «الله» پديد آورد.
عظمت و محبوبيت آن حضرت بدان سان بود که مرگ او مدينه را لرزاند و جهان اسلام آن روز را يکپارچه در سوگ و عزا فرو برد و به طوري که مردم، بسان مادران جوان مرده ناله ميکردند و اشک ميريختند.
و نيز در همين روز، شهادت فرزندش، دومين پيشواي شيعه حسن بن علي(ع) رخ داد.
او که علم و تقوي و بزرگواري، شهامت و شجاعت را از جد و پدر به ارث برده بود، پس از شهادت علي(ع) با معاويه خائن، در کشمکش بود. سرانجام در برابر توطئه ناجوانمردانه معاويه و خيانت منافقان، ناگزير ازجنگ کناره گرفت و با معاويه پيمان صلح بست.
مواد صلح به گونهاي بود که از يکسو معاويه را از تعيين جانشين و وليعهد منع ميکرد و اجازه نمي داد برنامه ضداسلامي او عملي شود و از ديگر سو مانع نابودي دوستان مومن وفداکار ميشد.
و از طرف سوم اين صلح، فرصتي بود تا امام حسن(ع) تجديد قوا نموده و افکار عمومي را بر ضد معاويه و بنياميه و کارهاي ضد اسلامي آنان بسيج کند و زمينه را براي قيام امام حسين(ع) آماده سازد.يکي ديگر از رخدادهاي بزرگ اين ماه، بازگشت خاندان امام حسين(ع) از سفر پرخاطره کوفه و شام است.
کسي چه ميدانست که: امام حسين(ع) در آن حرکت حياتبخش خود به کربلا و قيام مقدسش بر ضد استکبار و ديکتاتوري يزيد، چرا اهلبيت و زن و بچه را همراه ميبرد؟
با آنکه همه جا، بوي خون و پيام مرگ از اين قيام ميآمد و امام نيز هنگام حرکت فرمود: «آنکه از بذل جان دريغ ندارد و آماده شهادت و ملاقات با خداست با ما حرکت کند.»
پس معناي حرکت زن و فرزندان و خواهران چه بود؟ آيا جز اسارت و گرفتاري پاکترين سلاله عفت ونجيبترين خاندان بشري در دست رذلترين انساننماها و ديوسيرتترين دژخيمان اموي چيز ديگري ميتوانست باشد؟
و آيا امام واقعنگر و آگاه از همه چيز، از اين سرنوشت بيخبر بود؟! نه!
پس از آنکه صحراي کربلا گلگون شد و پيکر مجاهدان و شهيدان راستين به زمين افتاد کاروان اسيران به سوي کوفه و شام حرکت داده شد.
هرچند آنان در لباس اسارت بودند ولي همين اسارت نقش پاسداري و رسالت سنگين و هشدار دهنده آنان را آشکار ساخت. اولين خطابه پرشور زينب کبري دختر علي(ع) و زينالعابدين(ع) فرزند حسين(ع) در بازار کوفه و در مجلس پسر زياد، کوفه را لرزاند و بذر انقلاب و شورش ضد اموي را پاشيد و آنگاه سخنان آتشين و شورانگيز آنان در شام، حتي درون کاخ خلافت و در اجتماع عظيم مسجد جامع دمشق، توفاني به پا کرد و کاخ ستم و تزوير و نفاق بنياميه را لرزاند ... با اين سخنرانيها از اين حرکت و نقش اين اسارت آشکار شد و بازگشت پيروزمندانه اسيران به کربلا و مدينه، عظمت اين رسالت و نقش روشنگرانه و بيدارسازش، روشنتر گرديد و همه فهميدند که چرا امام، هنگام حرکت ميفرمود: «اناله قدشاء ان يراهن سبايا ...»: خداوند خواسته آنها را اسير ببيند.
در آخرين روز از اين ماه، شهادت جانگداز پيشواي هشتم شيعه امام رضا(ع) رخ داده است. آن حضرت که پس از شهادت امام موسي بن جعفر(ع) در زندان هارون، همواره در فشار و خفقان و در محاصره دژخيمان حکومت وقت بود.
باروي کارآمدن مامون و سياست صلح و آشتي او با خاندان رسالت! ناگزير از هجرت به خراسان شد، و پس از يک دوره کشمکش هاي باطني و مبارزه علمي و ايدئولوژيکي و شناساندن تشيع راستين و مذهب اهلبيت درجهان اسلام، رسمي کردن مذهب تشيع در سطح جهاني و ... مورد حسد مامون قرار گرفت و در سال 203 هجري در سن 55 سالگي به وسيله سم شهيد گرديد.
حرکت و هجرت امام هشتم در مسير و ادامه همان حرکت و هجرت پيامبر(ص) و امام حسين(ع) و ... بود و در واقع کاري که امام حسين با قيام خونين خويش انجام داد امام رضا(ع!) نيز در لباس هجرت و حرکت به خراسان پياده کرد.اين مصيبتهاي بزرگ را به جهان اسلام و تشيع تسليت ميگوييم.
حوادث تاريخي فراواني در ماه صفر رخ داده است که به برخي از آنها اشاره ميشود:
اول صفر: وارد كردن سر مطهر امام حسين عليه السلام به شام ، ورود اهل بيت عليهم السلام به شام ، شهادت زيد بن علي بن الحسين عليهم السلام (به روايتي)، آغاز جنگ صفين (بنا بر روايتي)
دوم صفر: مجلس يزيد لعنتالله عليه بنا بر نقلي، شهادت زيد بن علي بن الحسين عليهم السلام (به روايت ديگر)
سوم صفر: ولادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام 57 هجري قمري به روايتي.
چهارم صفر: وفات آيتالله محمد علي شاه آبادي (1369 هجري)
پنجم صفر: شهادت حضرت رقيه سلام الله عليها و لعنةالله علي قاتليها، 61 هجري.
ششم صفر: صدور توقيع امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء به حسين بن روح.
هفتم صفر: ولادت امام موسي كاظم عليه السلام 128 هجري، شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام بنابر نقل بحار، وفات آيتالله العظمي مرعشي نجفي 1411 قمري.
هشتم صفر: وفات حضرت سلمان فارسي (سلمان محمّدي ) رضيالله عنه 35 هجري قمري
نهم صفر: شهادت عمار ياسر رضيالله عنه در جنگ صفين 37 هجري، شروع جنگ نهروان 38 هجري قمري.
دوازدهم صفر: وفات هارون برادر حضرت موسي عليهماالسلام.
سيزدهم صفر: اختيار حكمين در صفين و حيله عمروعاص.
چهاردهم صفر: شهادت محمدبن ابوبكر به دست عمروعاص (بنابر روايتي)
شانزدهم صفر: شهادت آيتالله سيد حسن اصفهاني فرزند آيتالله سيد ابوالحسن اصفهاني 1349 قمري.
هجدهم صفر: شهادت اويس قرني در جنگ صفين 37 هجري قمري.
بيستم صفر: اربعين حسيني.
بيست و دوم صفر: صدور توقيع شريف امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء براي مرحوم شيخ مفيد اعلي الله مقامه 420 قمري.
بيست و سوم صفر: پي كردن ناقه حضرت صالح نبي عليه السلام توسط قومش - گرفتار شدن حضرت يونس عليه السلام در شكم ماهي.
بيست و چهارم صفر: شدّت يافتن بيماري حضرت رسول اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم.
بيست و پنجم صفر: شانه گوسفند و دوات طلبيدن پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم براي نوشتن وصيّت نامه و منع عمر (لعنة الله عليه) از اين كار.
بيست و ششم صفر: دستور پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلم به لشكر اسامه جهت آماده شدن در جنگ با روميان(بنابر نقل واقدي 11 هجري)، سالروز انقراض حكومت امويان.
بيست و هشتم صفر: رحلت جانسوز رحمت للعالمين پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلّم در روز دوشنبه 28 صفر سال 11 هجري قمري - شهادت مظلومانه سبط اكبر امام مجتبي عليه السلام 50 قمري.
(سي ام / بيست و نهم) صفر: شهادت امام رضا عليه السلام 203 هجري قمري
اعمال ماه صفر
بدان كه اين ماه معروف به نحوست است و براي رفع نحوست هيچ چيز بهتر از تصدق و ادعيه و استعاذات وارده نيست و اگر كسي خواهد كه محفوظ ماند از بلاهاي نازله در اين ماه در هر روز ده مرتبه بخواند چنانكه محدث فيض و غيره فرموده يَا شَدِيدَ الْقُوَي وَ يَا شَدِيدَ الْمِحَالِ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَمِيعُ خَلْقِكَ فَاكْفِنِي شَرَّ خَلْقِكَ يَا مُحْسِنُ يَا مُجْمِلُ يَا مُنْعِمُ يَا مُفْضِلُ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ وَ صَلَّي اللَّهُ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ و سيد دعايي براي هلال اين ماه روايت كرده است.
روز اول
روز اول سنه سي و هفتم شروع به جنگ صفين شد.
و در اين روز سنه شصت و يكم به قولي سر مبارك حضرت سيد الشهداء عليه السلام را وارد دمشق كردند و بني اميه آن روز را عيد قرار دادند و آن روزي است كه تازه ميشود در آن احزان (كانت مآتم بالعراق تعدها أموية بالشام من أعيادها) و در اين روز و به قولي روز سوم سنه صد و بيست و يك زيد بن علي بن الحسين شهيد شده است.
روز سوم
سيد بن طاوس از كتب أصحابنا الإمامية نقل كرده كه مستحب است در اين روز دو ركعت نماز در ركعت اول حمد و إنا فتحنا و در دوم حمد و توحيد بخواند و بعد از سلام صد مرتبه صلوات بفرستد و صد مرتبه بگويد اللَّهُمَّ الْعَنْ آلَ أَبِي سُفْيَانَ و صد مرتبه استغفار كند پس حاجت خود را بخواهد.
منابع:
هداية الانام الي وقايع الايام، محدث قمي، ص 63
مفاتيح الجنان، ص 532