ولادت امام زمان(عج)
فايل پاور پوينت به مناسبت ميلاد منجي عالم بشريت 

باسمه تعالي

ضمن تبريك ايام پربركت شعبانيه و اعياد مبارك آن علي الخصوص نيمه شعبان، ميلاد سراسر نور حضرت اباصالح المهدي(عج) منجي عالم بشريت، به اطلاع مي رساند تعداد 4 فايل پاور پوينت با مضامين عالي و عرفاني با موضوعات: مهدي(عج) و مهدويت در قرآن، طول عمر امام عصر(عج)، غيبت و موعود در كتب مقدس جهت استفاده عموم همكاران ارجمند آماده دريافت مي باشد. جهت بهره برداري مي توانيد فايلهاي مذكور را بر روي سيستم خود دانلود نموده و استفاده فرماييد.


 
..
مهر مهدوي 

بسم رب المهدي

مجموعه‌ي زير، با عنوان «مهر مهدوي» حاوي يكصد شعار جهت استفاده در جشن‌ها و مراسم پر بركت نيمه‌ي شعبان تهيه شده و داراي ويژگي‌هاي زير است:

- شعار‌ها داراي ماهيت تبليغي بوده و اميد است در جهت تحكيم پيوند قلبي مخاطبين با ساحت مقدس امام زمان عليه‌السلام موثر باشند.

- در اين مجموعه‌ي متنوع، از احاديث، زيارات، اشعار و جملات ادبي استفاده شده است.

- شعار‌ها در عين سادگي داراي مضامين بلند و والايي هستند.

- فرمايشات پيامبر اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) و فراز‌هايي از زيارات به زبان فارسي ترجمه شده‌اند تا عموم همكاران و مردم عزيز بتوانند از مفاهيم آن بهره ببرند.

- در اختيار قرار دادن اين مجموعه به مشتاقان خدمت‌گزاري به امام زمان عليه‌السلام و دوستداران حضرتش موجب مي‌گردد تا عموم برگزار كنندگان جشن‌ها از شعار‌هاي غلط و نادرست و يا كم ارزش كه متأسفانه گاهي در سطح جامعه استفاده و ارائه مي‌شود، پرهيز كنند.

- در پايان لازم به ذكر است كه توجه به جنبه‌هاي هنري و دقت در ارائه ي زيباي شعارها يقيناً در تأثير‌گذاري بيشتر بر بينندگان موثر خواهد بود.


 
..
قنوت عارفان 

از قنوت عارفان

اَللّهُم اِنّا نَشكُو اِلَيكَ فَقدَ نَبِيِّنا و غَيبَةَ اِمامِنا وَ قِلَّةَ عَدَدِنا و كَثرَةَ اَعدائِنا وَ تَظاهُرَ الاَعداءِ عَلَينا و وُقُوعَ الفِتَنِ بِنا، فَفَرِّج ذلِكَ. اللّهُمَّ بِعَدلٍ تُظهِرُهُ وَ اِمامِ حَقٍّ نَعرِفُهُ، اِلهَ الحَقِّ. آمينَ رَبَّ العالَمينَ.

خداى فريادرس من!
به شكايت نزد تو آمدم امّا
نمى‏دانم از كدامين درد بايدم ناليدن،
از فراق محبوب تو مصطفى(ص)
يا غيبت آشكارترين حجّتت بر گستره هستى،
از كمى دوستان يكرنگ و يكدل
يا بسيارى دشمنان هرزه،
از هجوم ناپاك مردمان
يا برآمدن طوفان‏هاى بلا،
نمى‏دانم كدامين رنج، دست نوازش تو را بر سرم مى‏كشاند
ليك كوير تفتيده جانم
باران عدل تو را انتظار مى‏كشد،
تا كام خشكيده‏اش سيراب گردد
و دل آزرده‏ام ظهور عزيزى را مى‏طلبد
تا عمق زخم‏هايش التيام يابد.
به لطف و رحمتت دل بسته‏ام

منبع: مجله موعود، شماره 47.


 
..
وظايف منتظران 

شدّت فتنه ها و كثرت ابتلائات و فزونى مشكلات و انحرافات در دوره غيبت حضرت مهدى(عليه السلام)، اقتضا مى كند كه ايمان آوردگان و پيروان ولايت همواره بر حذر بوده، و نسبت به عقيده و عمل خويش مراقبت بيشترى داشته باشند.

در اين باب، نكاتى چند از كلام معصومين سلام اللّه عليهم، دقت و تعمّق بيشترى مى طلبد:

الف) تمسك به ريسمان ولايت:
امام صادق(عليه السلام) فرمود:
«يأتى على النّاس زمان يغيب عنهم امامهم»، زمانى بر مردم فرا رسد كه پيشواى شان غايب گردد.
زراره پرسيد: در آن زمان مردم چه كنند؟ فرمود:
«يتمسّكون بالأمر الذى هم عليه حتّى يتبيّن لهم»، به همان امر ولايتى كه دارند چنگ زنند، تا بر ايشان تبيين شود.
و در كلامى ديگر فرمود: «طوبى لشيعتنا المتمسكين بحبلنا فى غيبة قائمنا».
خوشا به حال شيعيان ما ! آنان كه در زمان غيبت قائم ما به ريسمان ولايت ما تمسك مى جويند.
راستى در آن زمان كه امام و پيشواى مردم، در دسترس آنان نباشد و دامهاى شيطان براى جدا كردن آنان از ولايت اهلبيت(عليهم السلام) كه همان صراط مستقيم خداست، در همه جا پراكنده شده باشد، چه وسيله اى مطمئن تر از «حبل ولايت» مى توان يافت كه بتواند از «افتادن به چاه ضلالت» و «گرفتار شدن به دام انحراف» جلوگيرى كند؟!

ب) تمسك به تقوى:
امام صادق(عليه السلام) فرمود: «إن لصاحب هذا الامر غيبةً فليتّق اللّه عبدٌ و ليتمسّك بدينه».
«به يقين صاحب اين امر را غيبتى هست، پس هر بنده اى بايد به تقواى الهى روى آورد و به دينش چنگ زند.»
همين تقواست كه روشن بينى و رزق بى حساب و گشايش الهى را نصيب انسان مى سازد، و همين تقواست كه در لحظه هاى خوف و خطر دل را آرامش مى دهد، و همين تقواست كه در دوران فتنه خيز غيبت، مايه رستگارى انسانهاست.

ج) طلب معرفت:
زراره گويد: به امام صادق(عليه السلام) عرض كردم اگر زمان غيبت فرزندت مهدى(عليه السلام) را درك كردم چه كنم؟
فرمود: اين دعا را بخوان; «اللّهم عرّفنى نفسك، فانّك إن لم تعرّفنى نفسك لم اعرف رسولك، اللّهم عرّفنى رسولك فانّك إن لم تعرّفنى رسولك لم اعرف حجّتك اللّهم عرّفنى حجّتك فانّك إن لم تعرّفنى حجّتك ضللت عن دينى».
«خدايا خودت را به من بشناسان كه اگر تو خودت را به من نشناسانى، پيامبرت را نتوانم شناخت. خدايا پيامبرت را به من بشناسان كه اگر تو پيامبرت را به من نشناسانى، حجّتت را نتوانم شناخت. خدايا حجت خود را به من بشناسان كه اگر تو حجّتت را به من نشناسانى از دينم گمراه خواهم شد.»
1 ـ معرفت ها را از خدا بايد طلبيد.
2 ـ شناخت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) تابع شناخت خدا، و شناخت حجّت متفرّع برشناخت پيامبر(صلى الله عليه وآله و سلم) است.
3 ـ اگرچه بدون شناخت خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله و سلم)، شناخت حجّت ممكن نيست، امّا گمراهى از دين در اثر عدم شناخت حجّت لازم مى آيد.
به عبارت ديگر، عدم گمراهى از دين، بدون شناخت حجّت، تضمين نمى شود.
وبديهى است كه هردعايى، تنها پشتوانه حركت به حساب مى آيد، اصل دعاء ابراز نياز درونى و طلب تأييد الهى، در حركت بيرونى است.
نياز به معرفت كه احساس شد و حركت براى كسب معارف كه توسط بنده آغاز گرديد. اگر دل با خدا باشد و گام در راه او قرار گيرد وصول به معرفت تضمين شده است.
«قل ما يعبؤ بكم ربّى لولا دعاؤكم».
«بگو اگر دعاى شما نباشد، پروردگار من به شما عنايتى نكند.»

هـ ) تقيّه به عنوان سلاح مقاومت:
امام رضا(عليه السلام) فرمود: «لا دين لمن لاورع له، و لا ايمان لمن لاتقيّة له إن اكرمكم عند اللّه أعملكم بالتّقيّة فقيل له: يابن رسول اللّه إلى متى؟ قال: إلى يوم الوقت المعلوم، و هو يوم خروج قائمنا اهل البيت.»
«كسى كه از گناه نپرهيزد، دين ندارد و كسى كه تقيّه نداشته باشد، ايمان ندارد همانا گرامى ترين شما نزد خدا، كسى است كه به تقيّه بيشتر و بهتر عمل كند.»
گفته شد: اى فرزند رسول خدا تا كى؟
فرمود: «تا روز «وقت معلوم» كه همان روز ظهور و زمان قيام قائم ما اهلبيت است.
«تقيّه» هرگز به معناى «دم فروبستن» و «بى تفاوت ماندن» و بنا به «مصلحت اصطلاحى» رفتار كردن و «نان به نرخ روز خوردن» نيست.
«تقيّه» هرگز به معناى «دست كشيدن از آرمانها» و همراه شدن با هركس و ناكس نيست. تقيّه اى كه از وظايف شيعيان در دوران غيبت حضرت مهدى(عليه السلام) شمرده شده و ارزشى هم سنگ با «تقوى» دارد و عدم رعايتش مساوى «با بى ايمانى» شمرده شده، نوعى سلاح مقاومت است.
امام صادق(عليه السلام) در تفسير آيات(95 تا 97) سوره كهف كه در باره بناى سدّ، توسط ذوالقرنين است و طى آنان از سدّى بلند كه دشمنان نتوانند بر فرازش روند و از شكافتنش ناتوان باشند حكايت شده است مى فرمايد:
«اذا عَمِلتَ بالتقيّة لم يقدروا لك على حيلة و هو الحصن الحصين وصار بينك و بين اعداء اللّه سداً لايستطيعون له نقباً».
هنگامى كه به تقيّه عمل كنى چاره اى عليه تو نمى يابند ونمى توانند با تو نيرنگ بازند، و آن به مانند دژى استوار و محكم است و بين تو و دشمنان خدا سدّى نفوذ ناپذير ايجاد مى كند.»
پس تقيه، چاره اى براى در امان ماندن از دشمن مقتدر و فرصتى براى قدرت يافتن خويش است تا نيروها بيهوده هدر نروند و در موقع مناسب توان ضربه زدن به دشمن را داشته باشند.

هـ) انتظار آگاهانه:
امام صادق(عليه السلام) فرمود: «اقرب، ما يكون العباد من اللّه جلّ ذكره و أرضى ما يكون عنهم اذا افتقدوا حجّة اللّه جلّ و عزّ و لم يظهر لهم و لم يعلموا مكانه و هم فى ذلك يعلمون أنّه لم تَبطُل حجّة اللّه جلّ ذكره و لاميثاقه، فعندها فتوقّعوا الفرج صباحاً و مساءً...»
«زمانى كه بندگان به خداى بزرگ نزديك ترند و خدا از ايشان بيشتر راضى است، زمانى است كه حجت خداى تعالى از ميان آنان ناپديد گردد و ظاهر نشود و آنان جايش را هم ندانند. با اين همه بدانند كه حجت و ميثاق خدا از بين نرفته و باطل نشده است. در آن حال، در هر صبح و شام، چشم انتظار فرج باشيد».
فضيلت بندگان خدا در اين زمان و رضايت بيشتر خداوند از آنان، بدين جهت است كه آنان بى آنكه امام خويش را ببينند و معجزاتش را مشاهده كنند و در حيرتها به درخانه اش پناهنده شوند، تنها با اعتماد به خدا و پايبندى به تقوى و دوستى اهلبيت، ميثاق الهى را نگاهبانى كرده ومرزهاى عقيده را پاس مى دارند.
امام صادق(عليه السلام) فرمود: «يا ابا بصير! طوبى لشيعة قائمنا المنتظرين لظهوره فى غيبته و المطيعين له فى ظهوره، اولئك اولياء اللّه الذين لاخوف عليهم و لاهم يحزنون.»
«اى ابوبصير! خوشا به حال شيعيان قائم ما كه در دوران غيبت او در انتظار ظهورش به سر مى برند و در دوران ظهورش به اطاعت او روى مى كنند، آنان اولياى خدا هستند كه هيچ ترس و اندوهى بر ايشان نيست.»
باهم آمدن دو وصفِ «انتظار در غيبت» و «اطاعت در ظهور»، براى شيعيان حضرت قائم(عليه السلام)، نشان دهنده نوعى ملازمت بين ايندو وصف است. به اين معنا كه شيعيان منتظر در دوران غيبت چنان امام خود را شناخته و در اطاعتش مى كوشند كه اگر دوران ظهور تحقق مى يافت، در زمره مطيعين حقيقى او بودند.

هـ ) حزن و اندوه بر مصائب غيبت و دعا براى ظهور:
سدير صيرفى گويد: با برخى از اصحاب بر امام صادق(عليه السلام) وارد شديم، او را نشسته بر خاك ديديم، در حالى كه عبايى خشن با آستين كوتاه پوشيده و با قلبى سوخته، همچون مادر فرزند از دست داده، مى گريست، رنگ چهره اش تغيير كرده و اندوه از گونه هاى مباركش پيدا بود و اشكهايش، لباسش را خيس كرده بود وناله مى كرد:
«مولاى من! غيبت تو، خواب را از چشمانم ربوده و زمين را بر من تنگ نموده و آسايش دلم را از من گرفته است!
مولاى من! غيبت تو، بلا و مصيبت مرا به فاجعه هاى ابدى پيوند داده، و از دست دادن ياران، يكى پس از ديگرى، اجتماع و شماره ما را از بين برده، هنوز سوزش اشكى كه از چشمم مى ريزد و ناله اى كه از دلم بر مى خيزد با ياد بلاها و سختى هاى ـ دوران غيبت تو ـ پايان نيافته كه درد و رنج شديدتر و دردناكترى در برابر ديدگانم شكل مى گيرد!»
سدير گويد: شگفت زده پرسيديم اين ماتم وگريه براى چيست؟!
امام صادق(عليه السلام) آهى عميق و سوزناك كشيد و فرمود:
اى واى! صبح امروز، در كتاب جفر نظر مى كردم و در باره ولادت و غيبت طولانى و طول عمر قائم ما و بلاهاى مؤمنين در آن زمان و ايجاد شك و ترديد در اثر طول غيبت و ارتداد اكثريت مردم از دين و خروج آنان از تعهد به اسلام، تأمل و دقتى داشتم، در اثر آن، رقّت مرا فرا گرفت و حزن و اندوه بر من چيره شد.»
وقتى حال امام صادق(عليه السلام) ـ كه حدود يكصد سال قبل از آغاز دوره غيبت مى زيسته است ـ چنين باشد، بايد ديد حال سرگشتگان دوران غيبت و دورماندگان از چشمه زلال ولايت چگونه بايد باشد، بيهوده نيست كه در هر مناسبتى شادى آفرين يا غمبار، سفارش به قرائت دعاى ندبه شده ايم كه حديث اشك و سوز دل منتظران حضرت مهدى(عليه السلام) است.
وبى مورد نيست كه اين چنين بر دعاى براى فرج در زمان غيبت، تأكيد شده است.
امام زمان(عليه السلام) مى فرمايد: «اكثر و الدعاء بتعجيل الفرج».
«براى نزديك شدن ظهور و فرج، بسيار دعا كنيد.»

سنّت انتظار
از آن زمان كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) سخن از جهانى شدن آيين توحيد، به دست حضرت مهدى(عليه السلام)، به ميان آورد و نويد غلبه اسلام بر تمامى اديان را به مسلمانان داد، و بهترين عبادت را انتظار فرج اسلام و مسلمين به حساب آورد، مسلمانان ديده انتظار به راه دولت كريمه اى دوختند كه در آن اسلام و اسلاميان عزّت مى يابند و كفر و نفاق به ذلّت و زبونى گرفتار مى آيند.
در دوران پس از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) نيز، هر زمان كه فتنه خلفاى جور شدت مى گرفت، پيشوايان معصوم(عليهم السلام) مى كوشيدند با انگيزش انتظار، اميد را در دلهاى ستم ديدگان زنده نگه دارند وشور مقاومت و مبارزه را در وجودشان بر انگيزانند.
چنانكه اميرالمؤمنين على(عليه السلام) به اصحاب خويش مى فرمود:
«انتظروا الفرج، و لاتيأسوا من روح اللّه، فاِنَّ احب الاعمال الى اللّه عزّوجلّ انتظار الفرج (إلى أن قال:) الأخذ بأمرنا معنا غداً فى حظيرة القدس و المنتظر لأمرنا كالمتشحّط بدمه فى سبيل اللّه.»
«چشم انتظار فرج باشيد و از يارى و رحمت خدا نا اميد نشويد، به يقين، محبوب ترين كارها در نزد خدا، انتظار فرج است (تا آنجا كه فرمود:) كسى كه به امر ولايت ما چنگ زند، فرداى قيامت در روضه رضوان با ما خواهد بود و كسى كه د رانتظار امر ما به سر ببرد، مانند كسى است كه در راه خدا به خون غلطيده باشد».
تأكيد بر امر انتظار فرج، از طرف پيشوايان دين تا آنجا بود كه بسيارى از اصحاب، شرايط موجود زمان خود را براى حصول فرج كافى دانسته، امام آن دوران را به عنوان صاحب الامر مى پنداشتند و در اين باره از او سئوال مى كردند. چنين توهمى در دهها روايت، از جمله روايت شعيب بن ابى حمزه در برابر امام صادق(عليه السلام) و ريّان بن الصلت، در برابر امام رضا(عليه السلام) مطرح گرديده كه مى پرسد:
أنت صاحب الأمر؟
و نيز در همان زمانها، كسانى از مواليان اهلبيت(عليهم السلام) بودند كه بر سنّت انتظار فرج آنچنان پافشارى مى كردند كه به ترك كسب و كارشان مى انجاميد. بطور نمونه مى توان از شخصى به نام عبدالحميد واسطى نام برد كه خدمت امام محمد باقر (عليه السلام)مى رسد و مى گويد: «اصلحك اللّه، لقد تركنا اسواقنا انتظاراً لهذا الامر».
خدا امرت را اصلاح كند، ما به خاطر انتظار اين امر، كار و كسب خويش در بازارها را رها كرده ايم.
امام صادق(عليه السلام) به عنوان تأييد و تصديق موضع منتظرانه او مى فرمايد:
«يا عبدالحميد! أترى من حبس نفسه على اللّه عزّوجلّ، لا يجعل اللّه له مخرجَاً؟ بلى، واللّه ليجعلنَّ له مخرجاً».
«اى عبدالحميد! آيا به نظر تو كسى كه خودش را وقف براى خداى عزّوجلّ نموده باشد خداوند برايش فرج و گشايشى حاصل نمى فرمايد؟ چرا، به خدا سوگند كه حتماً براى او گشايش و رهايى قرار مى دهد».
سنّت انتظار در دوران غيبت حضرت مهدى(عليه السلام) به حق، جلوه اى ويژه دارد. منتظران حقيقى اين دوران، هيچ شبى را بدون حالت انتظار به صبح نرساندند، انتظار تا آنجا كه شمشير بر زير بستر خود مى نهادند تا اگر فردا روز ظهور باشد، بى درنگ به يارى مولاى شان بشتابند.


 
..
مهدي(عج) از زبان اديان ديگر 

ظهور مصلح در آخرالزمان اختصاص به دين مقدس اسلام و مذهب تشيع ندارد. بلكه در اديان ديگر نيز از اين  موضوع سخن بسيار گفته شده است.
در آيين هاي زرتشت، هندو، بودا، يهود و مسيح بشارت از موعود و نجات دهنده بشر آمده و عقيده به منجي در همه اديان آسماني به صورت يك اصل مسلم و پذيرفته شده تجلي كرده است.

در هر روزگاري و در ميان هر قومي و امتي و در هر سرزميني، و به زبان هر پيامبر، يا حكيم، يا بزرگي كه سخن از موعود رفته است، به تعبيرها و اصطلاحها، و نامهاي متعارف درميان همسان قوم و مردم بوده است، و منظور از همه آن تعبيرها و اشارتها و نامها، سرانجام، موعود آخرالزممان است و آن موعود، مهدي است، مهدي موعود.

در انجيل مرقس باب 13 چنين آمده است:
33- پس بر حذر باشيد و بيدار شده و دعا كنيد، زيرا كه نمي دانيد كه آن وقت كي مي شود.
34- مثل كسي كه عازم شده خانه خود را واگذارد، و ملازمان خود را بر آن گماشته هر يكي را به شغلي خاص مقرر نمايد و دربان را امر فرمايد كه بيدار بماند.
35- و بدين طور بيدار باشيد زيرا نمي دانيد كه صاحب خانه كي مي آيد در شام، بانگ خروس و يا صبح.
36- مبادا ناگهان آمده شما را خفته يابد.
در كيش هندو و نيز در كتب پورانا شرح مفصلي درباره دوران آخر عصر كالي يعني آخرالزمان آمده است.
در آيين زرتشتي، سوشيانت، مزدكيان، به منزله كريشناي برهمنان، بوداي پنجم بودائيان، مسيح يهوديان، فارقليط عيسويان و مهدي مسلمانان است.
در کتب مقدس هندوان آمده است که: در آخر زمان هنگاميکه تمامي دنيا پر از ظلم و فساد گشت شخصي بنام منصور ظهور مي نمايد که بر تمامي دنيا مستولي مي گردد. او نسبت به تمامي افراد اعم از باايمان و ناايمان شناخت داشته و همگي آنها را بسوي خدا دعوت مي نمايد.
در کتب زرتشتيان در مورد مصلح جهاني اينطور آمده است: از سرزمين اعراب و از ميان فرزندان هاشمي مردي ظهور مي کند که با ارتش بزرگ و گسترده خود ادامه دهنده ي دين جد خود گشته و زمين را از عدل و داد پرمي کند. 
در کتاب تورات(18:20) عنوان شده که خداوند براي اسماعيل خير و برکت فراوان قرار داده و نسل او را با 12 شاهزاده افزون مي نمايد که تبديل به ملت بزرگي خواهند شد.
در زبور نيز مصلح جهاني بدينگونه معرفي شده است: خداوند مرد وارسته اي را بر مي گزيند که بر جهان مستولي مي گردد و آرامش و سکون را براي همگان به ارمغان خواهد آورد.

نکته‏ي قابل توجه در اينجا آن است که پيروان مذاهب مختلف بر اين باورند که مصلح جهاني از ميان آنان خواهد بود؛ بعنوان نمونه طرفداران دين زرتشت معتقد هستند، مصلح جهاني مردي از سرزمين فارس خواهد بود. يهوديان نيز آن را از فرزندان بني اسرائيل دانسته و مسيحيان ان را بر مسلک خود مي دانند و مسلمانان بر اين باورند که مصلح جهاني از تبار هاشمي و از نسل نبي اکرم(ص) مي باشد.

با نگاهي دقيق تر به باورها و اعتقادات ديگر اديان به اين نکته مي رسيم که اعتقادات آنان با آنچه مسلمانان از آن به عنوان مصاح جهاني ياد مي کنند صدق مي نمايد؛ چرا که در ميان اجداد حضرت مهدي(عج) شهربانو همسر سيد ساجدين دختر يزدگرد سوم پادشاه عهد ساساني ايران وجود دارد که گفتار دين زرتشت را کامل مي نمايد و از آنجائيکه هاشميان و بني اسرائيل هر دو از نسل حضرت ابراهيم(ع) هستند پس گفتار يهوديان نيز مي تواند صدق پيدا کند و از طرف ديگر مي دانيم که مادر حضرت مهدي(عج) نرجس خاتون از شاهزادگان و نوه‏ي قيصر روم مي باشند که بر دين مسيحيت بوده است.


 
..
زندگينامه مهدي(عج) 

محمد بن حسن عسكري آخرين امام از امامان دوازده گانه شيعيان است. در 15 شعبان سال 255 هـ ق در سامرا به دنيا آمد و تنها فرزند امام حسن عسكري (ع)، يازدهمين امام شعيان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است كه گفته اند از نوادگان قيصر روم بوده است. «مهدي» حُجَت، قائم منتظر،خلف صالح، بقيه الله، صاحب زمان، ولي عصر و امام عصر از لقبهاي آن حضرت است.

تولد امام زمان(عج) پنهان نگاهداشته شد و امام حسن عسكري(ع) خبر آن را تنها به عده اي از شيعيان داده بود. حضرت در سال 260 هـ ق پس از وفات پدر به امامت رسيد. امامت ايشان بنا به حديثهاي بسياري بود كه از پيامبر(ص) و امامان پيشين روايت شده بود. امام زمان(عج) پس از آنكه بر جنازه پدر نمازگزارد از چشم مردمان پنهان شد. سبب پنهان شدن آن حضرت اين بود كه خليفه هاي عباسي تصميم به كشتن او داشتند.

بنا به اخبار و روايات شيعه غيبت آن حضرت دو بار صورت گرفته است. دوران غيبت نخست را كه تا سال 329 هـ ق ادامه داشت دوران غيبت صغرا يا دوره نيابت خاصه مي نامند. در اين سالها امام  به وسيله چهار نفر از نمايندگان خاص خود با شيعيان ارتباط داشت.

اين چهار تن كه آنان را نواب اربعه (نايبان چهارگانه) مي خوانند عبارتند از:
1- عثمان بن سعيد بن عمري، از ياران امام هادي(ع) و امام حسن عسكري(ع) او به دستور امام حسن عسكري تا پايان عمر نايب امام زمان(عج) بود.
2- ا بوجعفر محمدبن عثمان بن سعيد، از شاگردان ياران امام حسن عسكري كه پس از مرگ از پدرش، عثمان بن سعيد بن عمري، نيابت امام زمان (عج) را به عهده گرفت، او در سال 304 يا 305 هـ ق در بغداد درگذشت.
3- حسين بن روح نوبختي كه دستيار محمدبن عثمان بن سعيد بود و پس از مرگ وي نيابت امام را به عهده گرفت و در سال 326 در بغداد درگذشت.
4- علي بن محمد سُمري كه بنا به وصيت حسين بن روح نوبختي نايب امام شد و در حدود دو سال رابط امام و شيعيان بود. او در نيمه شعبان 329 در بغداد درگذشت.

با مرگ علي بن محمد سمري دوره غيبت صغرا يا نيابت خاصه پايان يافت و دومين دوره غيبت آن حضرت، يعني دوران غيبت كبري، آغاز شد.
اين دوره تا ظهور امام زمان ادامه خواهد يافت.

آخرين نامه و دستوري كه سمري از امام زمان دريافت نمود به مضمون ذيل نقل شده است:
«بسم الله الرحمن الرحيم، اي علي بن محمد سمري خدا اجر برادران ترا در مصيبت تو بزرگ گرداند. تو بعد از شش روز خواهي مرد. پس خود را آماده كن و به احدي براي جانشيني خود وصيت نكن. زيرا غيبت تامه آغاز مي شود و ديگر ظهوري نخواهد بود مگر به اذن خداي تعالي و آن بعد از طول زمان و قساوت قلبها و پر شدن زمين از جور خواهد بود. زود باشد كه در بين شيعيان كساني بيايند كه ادعاي مشاهده كنند، هر كس مدعي مشاهده من قبل از خروج سفياني و صيحة آسماني بشود كذاب و مفتري است. و لاحول و لا قوه الا بالله العلي العظيم.»

دوره غيبت كبري را دوران نيابت عامه نيز مي نامند. نيابت عامه به اين معني است كه در اين دوره راهنمايي شيعيان به عهده فقهايي عالم از شيعيان است، كه داراي شرايط تعيين شده براي راهنمايي هستند. دراين دوره كسي مستقيما از طرف امام زمان(عج) براي نيابت تعيين نمي شود.

سبب واقعي پنهان شدن امام زمان(عج) از چشم مردمان در حديثها بيان نشده است. حتي گروهي گفته اند علت غيبت بعد از ظهور امام زمان(عج) آشكار خواهد شد. اما از دلائل مهم غيبت، حفظ وجود امام از گزند دشمنان به فرمان خدا براي مصلحت اسلام و مسلمانان است. گذشته از اين، غيبت امام زمان(عج) فقط از نظر ظاهري  است و از نظر معنوي رابطه او با مردم قطع نشده است. در حديثي از پيامبر(ص) درباره دوره غيبت امام زمان(عج) نقل شده، آمده است كه ايشان مانند خورشيد پنهان شده در پس ابر است كه ديده
نمي شود، اما انوارش به زمين مي رسد وبه آن سود مي رساند، همه مسلمانان، به دليل حديثهايي كه از پيامبر(ص) روايت شده است، معتقدند كه مهدي(عج) روزي ظهور خواهد كرد و جهان را پر از عدل و داد خواهد ساخت. امام تنها شيعيان هستند كه به امامت او در دوران غيبت نيز معتقدند...

در دوران غيب كبري افراد بسياري ادعاي مهدويت كرده اند از جمله غلام احمد قادياني، موسس فرقه قادياني هند در 1235 هـ ق، سيد علي محمد شيرازي معروف به سيد باب، موسس فرقه بابيان در ايران، كه به سال 1266 هـ ق در تبريز كشته شد و محمد احمد معروف به مهدي سوداني كه در 1302 هـ ق(1881 م) در سودان بر ضد استعمارگران انگليسي قيام كرد...


 
..
مهدي(عج) از زبان رسول مكرم اسلام(ص) 

- مهدي از فرزندان من است. او را غيبتي است كه بر اساس آن براي مردم سرگرداني خواهد بود؛ در اين سرگرداني گمراه مي شوند. آنگاه ذخيره انبياء حضرت مهدي عليه السلام ظهور كرده تا زمين را از عدل و داد پر كند ؛ آنگونه كه از ظلم و جور پر شده باشد.

- المهدي من ولدي، اسمه اسمي و كنيته كنيتي، أشبه الناس بي خلقاً و خلقاً، تكون له غيبه و حيره تضل فيه الامم، ثم يقبل كالشهاب الثاقب و يملاها عدلا و قسطا كما ملثت ظلما و جوراً.(بحارالانوار/ ج 51، ص 17، ح 13، به نقل از كمال الدين.)
پيامبر اكرم (ص) فرمودند: مهدي از فرزندان من است، نامش نام من (م ح م د) و كنيه اش كنيه من(ابوالقاسم) مي باشد، ‌در صورت و سيرت از همه كس به من شبيه تر است. براي او غيبتي است كه در آن مردم دچار حيرت مي گردند و بسياري از دسته ها و گروههاي مردم، گمراه مي شوند، آنگاه مانند ستاره تاباني از پرده غيبت بدر آيد و زمين را پر از عدل و داد كند آن چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد.

- قال رسول الله(ص): المهدي رجل من ولدي وجهه كالكوكب الدري. (بحارالانوار/ ج 51/ ص 80/ ح الثامن، به نقل از كشف الغمه)
پيامبر اكرم (ص) فرمودند: مهدي مردي از فرزندان من است كه رويش چون ستاره تابان مي باشد.

- قال رسول الله(ص): المهدي رجل من ولدي، لونه لون عربي و جسمه جسم اسرائيلي. علي خده الايمن خال... (بحارالانوار/ ج 51/ ص 80/ ح التاسع، به نقل از كشف الغمه)
پيغمبر اكرم(ص) فرمودند: مهدي مردي از فرزندان من است. رنگ پوست او، رنگ نژاد عرب و اندامش چون اندام فرزندان حضرت يعقوب(ع) (قوي و پي و بلند قامت) است وخالي بر گونه راست او مي باشد.

- عن ام سلمه، قالت: سمعت رسول الله(ص) يقول: المهدي من عترتي من ولد فاطمه. (بحارالانوار، ج 51، ص 75، ح 30، به نقل از غيبت شيخ طوسي)
ام سلمه (همسر گرامي پيامبر) گفت: از رسول خدا(ص) شنيدم كه مي فرمود: مهدي از خاندان من واز فرزندان فاطمه است.

- قال رسول الله(ص): ابشركم بالمهدي يبعث في امتي علي اختلاف من الناس و زلازل، فيملا الارض عدلا و قسطا كما ملئت ظلما و جورا ...... (بحارالانوار، ج 5، ص 81، ح الثامن عشر، به نقلاز كشف الغمه)
پيامبر اكرم(ص) فرمودند: مژده باد شما را به ظهور مهدي كه وقتي اوضاع جهان متزلزل مي شود ومردم با يكديگر به اختلاف مي پردازند، قيام مي كند و زمين را پر از عدل و داد مي نمايد،‌ همانگونه كه از ظلم و ستم پر شده است.


 
..
مهدي(عج) از زبان قرآن 

آيات 1: «و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين/ و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان و جنود هما منهم ما كانوا يحذرون»
«و ما اراده مي كنيم بر كساني كه در زمين ضعيف گرديده اند منت گذاريم، و آنان را روي زمين حكومت بخشيم و آنچه را كه فرعون و هامان و لشگريانشان را بيم داده بوديم از آنان بنمايانيم»
در بخش سوم « نهج البلاغه » مولا علي بن ابيطالب عليه السلام چنين آمده:
لتعطفن الدنيا علينا بعد شماسها عطف الضروس علي ولدها
پس از آنكه دنيا مانند شتر تند خوئي كه از فرزند خود ميگريزد از ما گريخت سرانجام به سوي ما باز خواهد گشت.

آيات 2: پس از اين بيان حضرت علي عليه السلام آيه زير را تلاوت فرمودند:
«وعد الله الذين امنوا و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض – كما استخلف الذين من قبلهم – و ليمكنن لهم دينهم الذي ار تضي لهم و ليبد لنهم من بعد خوفهم امنا يعبد و نني لايشكرون بي شيئا و من كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون»
در تفسير(مجمع البيان) طبرسي و (تفسير عياشي) و تفاسير ديگر آمده كه حضرت امام علي بن الحسين عليه السلام اين ايه را خواند آنگاه فرمودند :
«آنان – به خدا قسم – شيعيان ما اهل البيت هستند كه خداي تعالي اين خلقت بخشيدن به آنان را به دست مردي از خاندان ما – كه مهدي اين امت باشد – انجام خواهد داد . مهدي همان كسي است كه رسول خدا صلي الله اليه و اله در باره اش فرمود: اگر از دنيا جز يك روز باقي نمانده باشد ، خداي تعالي آن را آنقدر طولاني سازد تا آنكه مردي از عدل و داد پر كند ، آنگونه كه از ظلم و جور پر شده باشد»

آيات 3: «و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون»
«و ما در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان صالح ما به ارث ميبرند»
گو آنكه مفسران در معناي « زبور » اختلاف نموده اند و نيز در باره كلمه «ذكر» نيز في الجمله اختلافاتي وجود دارد؛ اين اختلافات، اساسي و ريشه اي نيست. خواه مقصود از « زبور» اينجا كتاب اسماني نازل شده بر پيامبر خدا حضرت داود عليه السلام باشد و خواه هر نوع كتاب اسماني كه بر انبيا نازل گرديده است – همچنين اين كه مراد از كلمه « ذكر » در اين آيه ، تورات باشد يا قران و يا لوح محفوظ – به هر حال معني آيه در حد قول مفسران اين است : ما در كتابهايي كه بر انبيا نازل كرديم – يا در زبوري كه بر حضرت داوود نازل كرديم – پس از اوردن در ذكر – يا در ام الكتابي كه در آسمان بوده كه يا لوح محفوظ است يا تورات ويا قران – نوشتيم كه : محققاً زمين را بندگان صالح ما به ارث مي برند.
طبرسي و ديگران در تفسير اين آيه از حضرت ابو جعفر امام محمد بن علي الباقر عليهما السلام روايت مينمايند كه ايشان فرمودند: 

«آنان ياران مهدي عليه السلام در آخر الزمان اند»


 
..